خبرگزاری فارس- گروه هنر: نتایج پیمایش ملی ذائقه سینمایی ایرانیان نشان میدهد مردم ایران به تماشای سریال، دو برابر فیلم سینمایی علاقمندند.بر اساس نتایج پیمایش ملی ذائقه سینمایی ایرانیان که ۱۹ اردیبهشت ماه از سوی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شد، ۸۱٫۷ درصد از مردم ایران فیلم و سریال میبینند و ۱۸٫۳ درصد مردم ایران سالانه هیچ فیلمی تماشا نمیکنند یا حداکثر یک فیلم میبینند. جالب آن که در میان رایجترین شیوههای تماشای فیلم و سریال، تلویزیون ایران با ۸۶٫۴ درصد و با اختلافی چشمگیر، رتبه نخست را در اختیار دارد. بر اساس نتیجه این پیمایش، ۴۷٫۵ درصد از جمعیت فیلمبینهای ایرانی که حداقل دو فیلم یا سریال در طول سال تماشا میکنند، تماشای سریال را به فیلم ترجیح میدهند و ترجیح ۲۴٫۴ درصد فیلمبینها، تماشای فیلم سینمایی است. برای ۲۸٫۱ درصد فیلمبینها نیز تفاوتی بین فیلم و سریال وجود ندارد. استفاده از سالنهای سینما برای تماشای فیلم (پیش از شیوع کرونا) نیز با ۳۶ درصد رتبه دوم را داراست و دانلود فیلم از اینترنت با ۳۴٫۵ درصد سوم است. این در حالی است که آرشیو فیلمهای شخصی، انتخاب ۲۴ درصد از فیلمبینها و امانت گرفتن از دوستان و اطرافیان با ۲۰٫۳ درصد و خرید دیویدی، سیدی یا استفاده از فلش با ۱۸٫۳ درصد دیگر شیوههای کمطرفدارتر برای تماشای فیلم و سریال است. بنا بر نتایج این گزارش، بین ساکنان استانهای مختلف کشور، از نظر ارجحیت دادن به سریال نسبت به فیلم، تفاوتی وجود ندارد. تحلیل داده های این پژوهش نشان از بالا بودن آمار تماشای فیلم و سریال از طریق ماهواره، در استانهای مرزنشین آذربایجان شرقی و غربی و خوزستان دارد. این در حالی است که مردان در مقایسه با زنان، دانشگاهیان نسبت به غیردانشگاهیان، شاغلان نسبت به غیرشاغلان و شهرنشینان نسبت به روستاییان بیشتر فیلم سینمایی میبینند؛ اگرچه جزییاتی از این آمارها منتشر نشده است.
به گزارش فارس، یکی از محورهای تحقیق پیمایش ملی ذائقه سینمایی ایرانیان که توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات به سفارش سازمان سینمایی انجام شده، ترجیحها و سلیقههای سینمایی پاسخگویان بوده است. این پیمایش نشان میدهد هرچند تماشای فیلم و سریال به شکلهای مختلف بخشی از زندگی روزمرۀ مردم را شکل میدهد، اما جز گروه بسیار ناچیزی از علاقهمندان حرفهای سینما، انتخاب سایرین در حوزۀ فیلم و سریال تاحدی «تصادفی» است و البته با جنبۀ سرگرمکنندگی مرتبط است.
هرچند ممکن است محدودیتهای پیمایش بهشکل عام یا محدودیتهای مفهومی و اجرایی این پیمایش در پدیدآمدن چنین برداشتی دخیل باشند. با این همه، از یافتههای کنونی چه در این پیمایش و چه در پیمایشهای مشابه به دشواری میتوان نتیجۀ متفاوتی گرفت.
اگر مورد فیلمهای طنز را که نامشان در میان علائق بخشِ بیشتری از پاسخگویان به چشم میخورد کنار بگذاریم عملاً گرایشهای قابل تشخیصی در ترجیحها و انتخابهای پاسخگویان نمیتوان یافت. بیشتر آنان حتی فیلمها و سریالهایی را که اخیرا تماشا کرده بودند، به خاطر نمیآوردند. تماشای فیلم و سریال برای بخش بزرگی از جمعیت از منطق مفهومی یا زیباشناختی معینی تبعیت نمیکند. طبعاً این موضوع دربارۀ «فیلمهای خارجی» بهتر خود را نشان میدهد. بیشترِ پاسخگویان (جز اقلیتی چنددرصدی) نه فقط شناخت چندانی از فیلمسازان یا فیلمهای غیرایرانی ندارند، بلکه حتی در فضای «سلبریتیزدۀ» کنونی با بازیگران هالیوودی هم آشنا نیستند.
مطابق یافتههای پیمایش، جز آن دسته سلبریتیهای تلویزیون داخلی که در همان زمان اجرای پیمایش برنامهای در حال پخش داشتهاند و در خاطرۀ تماشاگران حاضر بودهاند، دیگر هنرمندان در بهترین حالت صرفا مورد توجه بخش بسیار کوچکی از جمعیتاند. نکتهای که ممکن است نقض این یافته به نظر رسد، فالوورهای میلیونی بازیگران در اینستاگرام است. این تعداد فالوور را نباید لزوماً به معنای شناخته شده بودن در کل افکار عمومی دانست. با استناد به این یافتهها، به نظر میرسد تاثیرگذاری فیلمها و سریالها و هنرمندان داخلی در کلیت متنوع و پیچیدۀ افکار عمومی یا نگرشهای اجتماعی کمتر از آن چیزی است که عموماً تصور میشود. گرچه باز هم باید دربارۀ محدودیتهای یافتههای پیمایشی برای ارزیابیهای قاطع در این موضوع تذکر بدهیم.
بنابراین، در یک تصویر کلی ما با جامعهای روبهرو هستیم که در بخشی حدود 20 درصدی از آن، اساساً فیلم و سریال جایی ندارد. این بخش از جامعه مصرف فرهنگی کمتری در قیاس با کل جمعیت دارد. بخش شایان توجهی از جمعیت، فیلم و سریال را عمدتاً از طریق شبکههای مختلف صدا و سیما دنبال میکند. برای این بخش مهمترین مساله سرگرمی است و معمولا بهشکل جدی با این آثار مواجه نمیشود، چنانکه بیشترِ پاسخگویان فقط نام فیلمها و سریالهای در حال پخش را به خاطر میآورند. فیلمها و سریالهای طنز و «اکشن» بخت بیشتری برای جلب توجه مردم دارند، اما درکل نمیتوان نقشۀ ترجیحهای مردم از فیلم و سریال را بر اساس ژانرها ترسیم کرد زیرا با استناد به یافتههای پژوهش نمیتوان ذائقههای تمایزیافتهای را به تفکیک گروههای اجتماعی مختلف بازشناخت.
بخش دیگری از جمعیت (که در مقیاس کل جمعیت کشور عدد کوچکی هم نیست) بهواسطۀ دانلود از اینترنت یا تماشا از ماهواره به فیلم و سریال دسترسی مییابد. ذائقۀ بخش اعظم پاسخگویان با فیلمها و سریالهای ایرانی انس بیشتری دارد. در میان فیلمها و سریالهای خارجی، هم در فیلم و هم در سریال، مخاطبان به تولیدات آمریکایی و پس از آن ترکیهای علاقه نشان دادهاند. پس جای تعجب هم نیست که شبکۀ جم که عمدتاً سریالهای ساخت ترکیه را پخش میکند بیش از سایر شبکههای ماهوارهای محل رجوع این دسته از مخاطبان است. محصولات شبکۀ نمایش خانگی نیز از توجه مخاطبان دور نماندهاند؛ هرچند در میان ده سریال محبوب پاسخگویان فقط نام یکی از آثار شبکۀ نمایش خانگی به چشم میخورد که البته این موضوع با کیفیت و جذابیت سریالهای این شبکه که در زمان اجرای پیمایش در حال پخش بودهاند بیارتباط نیست. پس در مجموع، نوعی تنوع و به بیان دقیقتر پراکندگی در انتخابها و سلیقههای مردم در حوزۀ فیلم و سریال به چشم میخورد که با این یافتۀ تحقیق که بخش زیادی از پاسخگویان فیلم و سریال را به شکل «تصادفی» انتخاب میکنند هم سازگار است.
طریق تماشای فیلم و سریال
معیار انتخاب فیلم
اگر به یافتههای پرسشهایی که دلالتهای اجتماعی / سیاسی ذائقۀ سینمایی مردم را میسنجند استناد کنیم، بخش زیادی از پاسخگویان نه در انتخابهای سیاسیشان از هنرمندان تاثیر میپذیرند و نه بهویژه به تبلیغات تجاری هنرمندان وقعی مینهند.
در موضوعاتی مانند دستمزدهای میلیاردی بازیگران، سانسور برخی از صحنههای فیلمها و سریالها و میزان آزادی عمل هنرمندان با طیفی از آراء روبهرو هستیم. در این موضوعات نمیتوان برآیند مشخصی از افکار عمومی ارائه کرد.
این نکته نیز شایان یادآوری است که وقتی بخشی از پاسخگویان دربارۀ سریالهای در حال پخش یا بازیگران مشهور نظر مشخصی ندارند، دربارۀ این مباحث که دغدغۀ بخش بزرگی از جمعیت نیست احتمالاً دیدگاهشان چندان از پیش اندیشیده و شکلیافته نخواهد بود. اگر به هر دلیلی این نوع مباحث در عرصۀ عمومی مجال طرح بیابند آنگاه شاید افکار عمومی نیز به شکل متفاوتی با آنها مواجه شود.
انتهای پیام/