به گزارش خبرنگار حوزه اندیشه خبرگزاری فارس، مقام «شهادت» اعلی مرتبه وجودی برای یک مسلمان است، تا با مرگ و خونِ خود بر وعده و عهدش مهر صداقت بکوبد و ندای «منالمؤمنین رجالٌ صدقوا» را لبیک گوید. شهید، تجلی و تبلور ملموس و عینی یک آرمان و ارزش است که با مرگش بر طریقهای که جانِ خود را برای آن ارزانی داشته گواهی میدهد. استاد محمدتقی فیاضبخش در کتابِ گرانسنگ «شهید» اشاراتی به مراتب شهادت و ارتباط آن با حیطه ولایتالله را بیان کرده که در ادامه بخشهایی از آن را میخوانیم.
مراتب ایمان با مرتبه نگاه مومن به شهادت شناخته میشود، شوق به شهادت هم مرقات است و هم میزان، یعنی از یک سو نردبان صعود مردان الهی در درجات ایمان است و از سوی دیگر معیاری برای سنجش مرتبه خلوص ایمان. جبهههای نبرد میدان مسابقه مخلصین در مدارج طوبی است و هر مقدار مراتب ایمان و یقین انسانها الهی بیشتر میگردد، شوق شهادت افزون میشود. وقتی حارث بن مالک انصاری از علمالیقین به عینالیقین رسید به مناسبتی آن را به محضر پیامبر عرضه داشت، در توضیح آن اشاره کرد که:« یا رسول الله! نفس من به طور کلی از دنیا کنده شده و خواب شبهایم را به بیداری مبدل ساخته تا بدانجا که احوال قیامت برمن مکشوف شده و میزان الهی را میبینم که برای حسابرسی خلایق قرار داده شده و اهل بهشت را در بهشت مشاهده میکنم و صدای زوزه اهل جهنم را در جهنم میشنوم.»
پس حضرت مقام او را تصدیق مینماید و میفرمایند:« بندهای که خداوند قلب و را بدون نور ایمان منور نموده، پس این حال را در خود محفوظ بدار.» اما از این روایت آنچه در این مقال برای ما مهم است آنکه حارث بلافاصله با شنیدن این نوید پیامبر به ایشان عرضه می دارد:« رسول خدا دعا کنید خداوند شهادت در راه شما را روزی من قرار دهد» و حضرت نیز دعا میکنند و طولی نمیکشد او به سریهای اعزام میشود و بعد از جنگی نمایان و کشتن تعدادی از نفرات دشمن شربت شهادت مینوشد.
آن که هلاکش نمود ساعد سیمین یارباز به آن ساعدش کشته شدن آرزوست
از رسول اکرم نقل است که فرمود:« سوگند به آنکه جانم در دست اوست دوست دارم که در راه خدا کشته شوم و سپس زندگی گردم و باز کشته شوم و بار دیگر زندگی گردم و باز کشته شوم.» اصولاً راهیان کوی دوست به تناسب شهود مراتب عوالم ملکوت چنان شوقی به شهادت مییابند که اگر تکلیف بر ماندن در دنیا و طی کردن درجات بالاتر نبود هرگز راضی به توقف در عالم خاکی نمی شدند چنان که امیرالمومنین در وصف آنان می فرمایند:«وَ لَوْلاَ الاَْجَلُ الَّذِی کَتَبَ اللّهُ عَلَیْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِی أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَیْن شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ.» به همین دلیل است که اولیای الهی پیوسته در ادعیه گوناگون و زیارتشان از خداوند نیل به مقام شهادت را طلب میکردند و هرچه مقامات و مراتب مومنان بالاتر باشد ایشان نیز به شهادت بیشتر است. انسانهای بزرگ معنای زندگی را در کوچهپسکوچههای مرگ جستوجو میکنند، هنر مردان بزرگ خوب مردن است.
شما بخشی از این کتاب را خواندید
پایان پیام/